چرا؟ اخه چرا یک سال واسه خودت واسه آیندت جون بکنی : روزی ۴ ساعت بخوابی یه روزی که هنوز یادم نمیره روزی یک وعده غذا بخوری ساعت ۳ شب پست بدی از خستگی سو هاضمه بگیری نتونی کار کنی و خیلی چیز ها.. و این که همه جوانها دارن و تو واسه این خواستی رو پای خودت باشی نباید داشته باشی یا این که اصلاٌ بهش فکر نکنی........
واقعاٌ لعنت به این زمستون که تا دی ماه میخواد بشه همه زندگی رنگی یک ساله من بر باد هوا میبرود و از دور گاه برای من بدرود میفرستد ........
و این باد نفرین شده که واقعا یونانی هادرست میگن که به باد اعتماد نکن راست میگن.
دیگه بریدم...
دیگه بریدم دل خوشی هامو ازم گرفتن و دارن میگیرن . آخه ما نباید عاشق بشیم ما نباید بخندیم ما نباید خوش باشیم ما نباید تند تند نفس بکشیم ما......
نمی دونم اوسا کریم تا کی میخواد این جوری بامون تا کنه.....! دیگه بریدم نمی دونم به کدام سو برم.
برام دعا کنید و برای دوستی که شما بلاگر های آبادانی میشناسید برا ی اون هم دعا کنید.
آهنگی با همین حس و حال دانلود کنید .


