پارکانت
به دلم موند
سه شنبه 25 دی ماه سال 1386

دلم بدجوری روز به روز میگیره . . . . .

تو چی کردی با دل من ؟ قلب تو انگار نشنید التماس چشمامو تو انگار ندیدی غم نگام

به دلم موند

سرما
سه شنبه 4 دی ماه سال 1386

امشب هم بازم هوا سرده و خشکی سرما و سوزش تیز اونو میشه احساس کرد عجب این روز ها تنهایی را مزه مزه  می کنم .

 

لحظه خدافظی
اشک چشمام جاری شد
دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی
گفتی به من
همفسر پرستو ها میشم
گفتی تو هم مثل خودم غممگینی از جدایی

 

شب سرد
دوشنبه 3 دی ماه سال 1386

ساعت حدودا ۲ هست . هوا خیلی سرد شده دلم خیلی گرفته بود اما خواابم نبرد ایمیل ها را چک کردم  . نمی دونم چم شده ؟ نه ناراحتم ؟ نه خوشحال ؟ نه افسرده ؟ نه داغون ؟ ولی حیرونم از زندگیم ! نمی دونم سرنوشتم چی میشه ؟ مدت زیادیه بهش گفتم اما جوابم را نمی گیر  ؟ حق هم داره ! این همه سال ..... .

آهنگ کرخه تا راین . . . . . . .