پارکانت
تن خواب
یکشنبه 26 خرداد ماه سال 1387

این روز ها با خودمم تنها با خودمم تنها کسی نیست کسی نبود کسی را ندیدم که بفهمه ! با تموم سختی این روز ها خودم را گول می زنم اما زندگی دیگه رنگ نداره  . . .

 

تن رود همهمه خواب

 من پر از وسوسه خواب

 واسه رویای رسیدن من  بی حوصله بی تاب

 

میون باور و ترد

میون عشق و معما 

نمی دانم
پنجشنبه 2 خرداد ماه سال 1387

یه دنیا حرف نگفنه

یه دتیا شب بیداری

تو این زندون تنهایی

برات کلی پریشون

امروز کسی یادت کرد

یادت به یادم افتاد

نشد که نشد

دلم امروز خیلی گرفته بود

بازم دلم میگیره