2 بهمن 1391 @ 02:11 ب.ظ

روز هایی از جنس تنهایی

دختر می دونست باباهه تو چه وضعیته ، کار ، خونه ، دادگاه و گرفتاری هاش اما ازش یه چیزی خواست که نمی شد ، کاش پول بود ، کاش یه تیکه از دلش بود ، اما قبول نکرد و لج بازی و دعوا ........


یه روز می فهمی نباید عجبه میکردی خوش اخلاق ( اخرین اس ام اس )


تا نگاه می کنی :

 وقت رفتن است
 بازهم همان حکایت همیشگی !
 پیش از آنکه باخبر شوی
 لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
 آی ...
 ای دریغ و حسرت همیشگی !
 ناگهان
 چقدر زود
 دیر می شود !



پ ن : خسته از این همه فکر و مسدولیت و انتظار ، پیاده روی های اخر شب ، ترک سیگارو ، والکر بودن سگ تو ،  بی محلی ، سردی ، داریوش  و ستار ، تنهایی و آخرین سیستم  2  ...


می خوام تو خودم فرو برم ببینم میشه غرق بشم ، حوصله هیچیو ندارم


اما برای سرهنگ مهربان :

این قلب توست که مهربونه و دریاست ، امیدوارم تصمیم خوبی بگیری ، اما هر کاری میکنی نزار آرزو هات بمیرن ، حسام را سلامی گرم برسان ، مراقب دلت مهربونت باش ، دلمان گرفته ، آسمون اینجا ابریه ، ستار هم از جدایی میخونه ، اشکم حلقه زده تو چشمام ، این زندگی گوه را نمیدونم تا کی باید به بیخیالی بزنم ... ولی سرباز شماعیم حتی اگه از پادگانتون بریم .



از ت برای خودم که یادم بمونه کجا بودم

مهریه شوخی سنگینی بود که زندگی با من کرد - گو به این زندگی پر از سراشیبی - روز قبل دادگاه اخر - خونه جایی هست برای تنهایی ادم - شیرین هم دیگه شیرین نیست تلخه مثل اسپرسو - این ت شده سرگرمی بر پر کردن تنهایی ها ... کاش من و تو می فهمیدم امدنی رفتنیه - دی که تموم میشه روز های الکی تر شروع میشه


ادیت عصر همون روز


بعضی وقت ها به در باز قفس شک میکنم ، شک میکنم وقتی که گاهی بی سبب با من مدار میکنی ، شک به بودنت ، شک میکنم به دنیای تو و رویای خودم ، شک میکنم حتی به عشق .. حتی به احساس های مشترک

هوای هم مثل دلم خودم گرفتس