20 تیر 1394 @ 04:17 ب.ظ

قسمت اول از مهاجرت

زمزمه رفتن و عکس های خارجی و ماشین های انچنانی و سرمایه و پس انداز سال ها کار تو ایران از سال 90 همراه با هیراد که دوست چندین و چند سالم بود هی زیاد میشد ، یواش یواش که دادگاه شیراز حکم بدهی مو قطعی میکرد و تلاش هام فایده نداشت و بازار داشت بدتر میشد زمزمه رفتن هی بیشتر میشد ،  تا جایی که سال 92 مغازه را دادم کرایه و اقدام کردم برای ویزای شینگن .


پ ن : سال 83 پنج سال ممنوع الخروج بودم و دو سال بود به هزار زور و کلک پاسپورت گرفته بودم . و میدونستم با توجه به بدهی قطعی شده مهریه  به زودی دستگیر و ممنون الخروج میشم .


اخرای سال بود با بابک و هیراد زبان کار میکردیم و اسفند 91 بابک رفت ایتالبا و دانمارک و متاسفانه دوبلین شد و به ایتالیا بازگشت بابک بعد یک سال تو ایتالیا ویزای 5 ساله گرفته و بیکاره و زندگی خیلی خیلی معمولی داره ، بابک مثل خ درگیر مهریه بود و خیلی ها را دیده بودم که به زندان رفته بودن و اون یک هفته زندان تو سال 90 تو شیراز خیلی ترغیبم میکرد که برم ، بلاخره  بعد عروسی خواهرم برج 3  سال 90 اقدام کردم برای ویزا تا ویزا امد دقیقن یک هفته قبل ویزا با تمام مشکلات تو سفارت اسپانیا و رابط شیرازی ویزا تو تهران و معطلی هاش ویزا امد ولی ممنوع الخروج شده بودم .


تو  اولین اقدام رفتم تهران تا از دوستام کمک بگیرم بالاخره  با صبحت  زیاد با یک ایرانی ، دامون و یه دوست دیگه با حامد اشنا شدم ، حامد هم مثل خودم گرفتار بود و داشت غیر قانونی از ترکیه خارج مشید و خیلی اصرار داشت با هم بریم و منو با دلال ترکیه تو ارومیه اشنا کرد .


تو این مدت دلال های زیادی برای دبی و افغانستان پیدا کرده بودم ولی چون ویزا داشتم  مجبور بودم از یه کشور ورود و خروج داشته باشم تا بتونم از ویزای بیست میلونی شینگنم استفاده کنم . تو اوالین روزای شهریور دل زدم به دریا و رفتم ارومیه که از طریق رابط ارومیه مهر قانونی ترکیه تو پاسم بزنن و از کوه برم ترکیه و از مرز هوایی ترکیه خروج کنم . مسیر سخت و خیلی مشکلی بود .


با خانوارده خدافظی کردم و تهران و ارومیه . ظرف 24 ساعت در نقطه صفر مرزی بودم ، ولی این تمام ماجرا نبود اول سفرم بود .