خیلی وقت دل نا امیدم من تو را آرزو داره
آه ای دور ترین !
سوختن کار من است
راست میگفتی تو دیگر اکنون دیر است
دوستی و دوری آخرین تدبیر است
راست میگفتی تو باید از عشق برید
از چنین پایانی به سرآغاز رسید
تو رها از من باش
ای برایم همه کس
زیر آوار قفس
ماندم زنفس
تو خورشید بلند
من و شب های قفس
ش ع ر : فرید زلال
ی ب : امروز یه روزی عادی بود خسته بدم اما نمی دونم چرا ؟ نمی دونم چرا به رفتن فکر میکنم به یه جای دور که کسی را نشناسم کسی من را هم به یاد نداشته باشه .
حتی در کوچه بن بست هم راه آسمان باز است؛ فقط باید پرواز را آموخت...
movafagh bashi
نرو دیونه می شم
نرو از این دستای سرد
نرو طاقتم کمه ،می میرم از غصه و درد
التماست می کنم جون ستاره ها نرو
سخت جون به سر شدن ،تو هیبت دستای تو
نرو پر پر می شه قلبم،نرو می سوز تنم
آه نرو می سوز تنم
منو تو جاده ی بی ستارها ،رها نکن
نرو اون چهره ی معصوم ،توی این شبهای تیره و تار
این شکنجه بدتر از مرگ، منو تنها نزار
نرو دیونه میشم
نرو از این دستای سرد
نرو طاقتم کمه ،می میرم از غصه و درد
التماست می کنم جون ستاره ها نرو
سخت جون به سر شدن ،تو هیبت دستای تو .
با تو آری بی تو هرگز
تو را دیدم که غمگینی دعا کردم فقط غمگین من باشی
شبیه نت لطیفی کاش سمفونی آهنگین من باشی
اگر باشی هزاران قرص تسکین بخش دز بالا نمی خواهم
برای من همین کافی اگر تو باعث تسکین من باشی
جناب کوه را هم سنگرت کردی که از تو دست بردارم؟
من از شیرین هم عاشقترم آقا اگر فرهاد من من باشی
به در یایم تو دلفینی که صد ها چشم مبهوت تو می باشند
ببین من سوختم آقا چه می شد تو فقط دلفین من باشی؟
ببین عاشق شدم محمد ولی قاجار عشق تو نمی فهمد
به خون حمام می گیرم اگر حمام خون فین من باشی
صراط المستقیم من شدی حتی اگر کافر بخوانندم
خیالی نیست می خواهم فقط تو آن والا الضالین من باشی
تو آن انجیر شیرینی خدا رویت قسم خورده
مسلمان می شوم تنها به شرط آنکه تو والتین من باشی
به من گفتند می سوزی هم این دنیا هم آن دنیا ولی باشد
جهنم مال من حالا بیا تا بعد از این تو دین من باشی
یا حق
اذیتم نکن محمد
محمد زجرم نده
محمد من داغونم محمد داغونم کردی
اذیتم نکن گناه دارم
........
آیینه خیال
همچو گل به باغ خاطرم گذر کردی ورفتی
به ذهن خسته ی من ،چون نیسمی سفر کردی و رفتی
دلم به شوق روی تو،خانه تکانی داشت
غبارغصه ها را ولی ،به جا گذاشتی و رفتی
در آینه خیالم ،هموچو یک رو یا
به صد جلوه نمایان گشتی و رفتی
شگفت لحظه هایم از دیدنت چو ن گل
در یغا چه زود به شهرشعرم شکفتی و رفتی
یه عکس های جالبی برات دارم به زودی همین جا می زارم
وقتی رفتی ..........
یه قناری تو قفس مرد...........
فدای وجودت
دست خواهش کودکانه ام قطره میکشد
تا ساقه ات..........
فردا برام فردا میاد اما باز می بینم ؟