دیگه نبودنت عادی شده . دیگه یه حس و حالی شده .... نمی دونم چرا می نویسم اما اینجا برای نوشتن هر چیزی هست . ادم به بعضی ها خوبی میکنه اما دور از چشمش یه خبر دیگه هست . خدا چرا بنده هات از تو نمی ترسن . نمی دونن ماه ابر را دوست نداره .....
برای کی متاسف باشه برای خودش یا اون
سلام
می نویسم برای گفتن ناگفته ها
برای زیستنی دیگر گونه،برای اندیشیدنی متفاوت
برای پرواز تا اوج
برای ویران کردن باورهای دست و پاگیر
و می نویسم برای ساختنی دوباره....
در ذهن الهی جدایی وجود ندارد
بنابراین هیچ چیز نمی تواند
بین من و عشقی که حق الهی من است
فاصله بیندازد.
چرا فکر میکنی ماه ابر رو دوست نداره؟۱
بعضی بنده هات خدا
شدن ابر سیاه خورشیدت