به سراغ من اگر میائی ٬ دگر آسوده بیا
بگمانم دو سه وقتی هست
ترک برداشته چینی نازک تنهائی من ...
شنبه / روز گرم و داغ تابستانی آبادان / برق هم هی میره / ادره برق هم هی میاد میگه لامژ های اضافی را خاموش کنید / بشه بریم زود تر شادگان / طعم لب و بوی تنت....
سریال زیبای لابیست با بازی سونگ ایل گوک (یوم جانگ در امپراطور دریا و جومونگ در افسانه جومونگ) یکی از زیباترین درام های کره ای در ژانر اکشن و عاشقانه است که با ضرب آهنگی تند و موسیقیهایی بسیار گوشنواز در لیست بهترین سریال های تاریخ کره قرار دارد.
http://shoop.ir/?num=1242329160
لحظه ها را با تو بودن
بی تو در عمق سیاهی
یاد تو میراث خوبی
یاد تو حس محبت
پس با تو هستم
با تو می مانم
...
نه
همیشه برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش
گاهی
در انتهای خارهای یک کاکتوس
به غنچه ای می رسی
که ماه را بر لبانت می نشاند .
دو بسته شمع فقط از زنی که مدّتهاست
کنار صحن ِ تو در حسرت شفا مانده
*
در تنفس های ِِ کشدار ِ همه
توی خواب ِ ظهر ِ تابستانی ِِِِِِ
زیر ِِِ باد ِ گرم ِِِ پنکه در اتاق
فکر در رفتن به تو هر ثانیه
غلت هی خوردن به سمت پنجره
بی صدا از خواب مامان رد شدن
پا برهنه روی ِ موزائیک داغ
با تنی خیس از عرق در پیرهن
سمت یک نمناکی ِ دلچسب و سرد
توی انباری تاریک حیاط
می رسم به پله های که مرا
می برد پایین،به سمت دستهات
لمس یک آغوش ِ غمگین تر که باز...
حس خوب ِ بودنت روی تنم
حس دستی آشنا و ملتهب
که فرو رفته است زیر دامنم
لا به لای شیشه ی ترشی و رب
در بغل می گیری ام محکم ولی
لرزش گنگی یواش از سینه ام
می رود پایین .
.
.
.
: دوسِت دارم محمد!
باتو خواهم آمد
چه زیبا بود آن نخستین سلامت که چون خرده الماس های درخشان بر دستانم پاشیدی.
چه زیبا بود آن پرسه زدن های پر شور در حوالی اولین نگاهت
آری آن شب لبخند را دوست دارم آن شبی را که برایم دست تکان دادی و همرقص رویا های نیلیم گشتی. پس با دستانت شعر کاشتم بر هر لحظه هر دیدار هر تبسم هر اشک.
شعرهایی از جنس نوازش از جنس پر قوهای سپید پس دست در دست تو و پا به پای تو تا خواب گل سرخ خواهم آمد.
تو حق نداشتی به من توهین وتهمت بزنی و فحش بدی
از خدا بترس
حالم بشدت خراب و داغونه دارم دارم میرم بیمارستان
آغوش تو به غیر من به روی هیچکسی وا نکن
منو از این دلخوشی ها، آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم
واسه بودن کنارت ،تو بگو به هر کجا پرمیکشم
منو تو آغوشت بگیر ،آغوش تو مقدسه
بوسیدنت برای من ،تولد یک نفسه
چشمهای مهربونت منوبه آتیش میکشه
نوازش دست های تو عادت ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم ،دغدغه هاتو جا بزار
به پای عشق من بمون هیچکس جای من نیار
مهر لبات روتن روی لب کسی نزن
فقط به من بوسه بزن
به روح و جسم وتن من....................
کی انشاالله میری قبرستان؟
هرگز ازآنچه علم نداری پیروی نکن چشمها دلها وگوش ها همه مسئولند