بیشتر از یک ماه نبودم تو وب . هفتم سال پدر بود دو سال گذشت و رفتم تو سال سوم چه روز های بی انگیزه ایی ، چه روزهای سردی
چه دل پر حرف اما دیگه کسی حرففم را نیست که بفهمه ، ندونستی شاخ کگلل ها تو را یاد من میاره ف درد و دل با عقاب عکست من را تنها نمی زاره ، یادمه میگفتی هرگز تو را تنها نمی زارم ؟؟؟؟ میدونم نیستی اما دنبالت میگردم ، اما پر دردم . امشب درد قدیمی آمد . این را حریف نمی شم .
عکس بابا را تو کافه دادم بزرگ کردم با لا سرم . دلم از ادم ها گرفته .