امشب یه شب بهاری هست هوای خنک از پنجره میاد تو یادم به جولی میوفته ؟ جولی دیگه نزدیکه فارق بشه و اما نمی دونم بدشناسی جولی دراه آواره میشه ؟ دلم گرفته بود خیلی وقته تنها با خود هستم خیلی وقته از همه بریدم خیلی الکی خوشم یا شاید راست باشه ؟ اما ستاره تازه کجا بود ! من از خدا می خواهم فراموشم کنی من شاید دیگه عروسک خیالتم .
۲۳ فروردین ۱۳۸۷ / خرمشهر / بارون / برق / شل و گل / پیتزا ساقی / روزهای بارونی / هوای ستاره و . . . . . .