از امروز سعی میکنم خوشخط تر بنویسم ، امروزرو خوب شروع کردم چون اس ام اس یوهاها تو دیدم ، بانک بودی ، پیش اون ریس بانک بی سامان ...
دلم بات بعد حرفاش راحت تر شد حس بهتری دارم ، ظهر از رفتنت خوشحال بودم و لی باز از تنها بودن باز ترسیدم ....
س یه طوری نشه هی سو فار بشه من باشم و تو نباشی ، فاصله بیوفته ، از دیشب منتظر برگشتنمتم ، شکیبی میکنم ، غریبی هم نمی کنم ..
پ ن :
برات بهتراین آرزو ها رو دارم
5:23 عصر
وایبرت از 1:24 اف هست
فکرکنم خوابیدی
تا ته قصه چه پیدا و پنهون باهاتم ، اون گل آبی را ازش نگهداری کن دور نندازش ...
امشب اولش بد بود ولی کم کم خوب شد ، عصبانیتت خیلی ترسوندم به طوری که نیم ساعتی هنگ بودم ، الان امدم یه لحظه دیدیمت تو دلم یه امیدی با حرفات پیدا شد ، بازم میتونم س صدات کنم ، امیدوارم میری ت بتونم ازت خبر داشته باشه و تو تنبیه تو نباشم ، س ممنون که امدی و حرفای منو گوش دادی و برام وخ گذاشتی ، ممنون ازت .
2 شب بعد اس ام اس من خونم .