خالی یعنی جای تو
بی تو یعنی خالی
حالا من مدت هاست که خالی هستم
-------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن : امروز کلید قلبم را بهت دادم گم نکنی شیطون سر به هوای من
پس با این حساب من هم خالی هستم
همه خالی هستن نمی دونن
سلام نفسعشق مرا در نگاهت تیره و تار مکن ،ای مهرباننور چشمانت را برایم خاموش مکن،ای مهربانمن سوخته ام از شرار عشق،تومرا دریابخرقه پوش از این باران عشق شدم،تومرا دریابقفل سنگین قلبت را برایم باز کن،ای نازنینشعر سپید عشقت را برایم آغاز کن،ای نازنینمی خواهم تورا ،در این لحظه های سخت با من باشمی گذارم نام تو را ،در این سینه سبز با من باشتو آن ستاره ی در خشان در سینه ی عاشق منی،میدانیتو آن زورق غریب اندیشه ی ذهن عاشق منی میدانیمی گریزم از افسون دیده ی پر مهرت ،ای جانان منمی شتابم به سوی آن قلب خفته و مهربانت ،ای جانان منمردم طعنه ها زدند و گفتند از این عشق پر شرار منز آن آتشی فکندند در این قلب بی قرار و بی ریای منبهر فریب آنان نام تو را هرگز بر زبان نیاورده ام دگرمی ترسم از این فریب جانسوز که من تو را نیابم دگرمی روم تا ساحل آرام عشق یابم تو را ،ای شیرین جانمی سرایم لحظه های عاشقی خوانم تو را ،ای شیرین جانمیروم بی شک در این راه تو را می بویم ای دلدار منغم هجران تو را همراه خود می سازم ای دلدار مندلم گرفته برایتبرا ی تو که تنها سهم من از این دنیاییمن از تنهایی امواج سرگرداناز این بیتابی ممتداز این شب زنده داری هامن از سرگشتگی هایم نمیگویممبادا خاطرت از گرد اندوهم کدر گرددکه از هرم نفسهایتبهار ناب چشمانتهزاران شعر میسازمسرودن٬ دلخوشی٬ لبخند....به گشتن هم ٬نمیابم!در این بیقوله متروکبرایت شعر میسازمبرایت شعر میسازم!من بی تو یخ کردم،زمینی سرد سردم... خورشید من برگرد تا دورت بگردم دوستت دارمیا حق
نظرات خود را کوتاه کنیئ . اینجا دفتر خاطرات شخصی شما نیست .
جز تو .....نزدیک تر از نفس بهم....
نفس تو نفس من است .
پس با این حساب من هم خالی هستم
همه خالی هستن نمی دونن
سلام نفس
عشق مرا در نگاهت تیره و تار مکن ،ای مهربان
نور چشمانت را برایم خاموش مکن،ای مهربان
من سوخته ام از شرار عشق،تومرا دریاب
خرقه پوش از این باران عشق شدم،تومرا دریاب
قفل سنگین قلبت را برایم باز کن،ای نازنین
شعر سپید عشقت را برایم آغاز کن،ای نازنین
می خواهم تورا ،در این لحظه های سخت با من باش
می گذارم نام تو را ،در این سینه سبز با من باش
تو آن ستاره ی در خشان در سینه ی عاشق منی،میدانی
تو آن زورق غریب اندیشه ی ذهن عاشق منی میدانی
می گریزم از افسون دیده ی پر مهرت ،ای جانان من
می شتابم به سوی آن قلب خفته و مهربانت ،ای جانان من
مردم طعنه ها زدند و گفتند از این عشق پر شرار من
ز آن آتشی فکندند در این قلب بی قرار و بی ریای من
بهر فریب آنان نام تو را هرگز بر زبان نیاورده ام دگر
می ترسم از این فریب جانسوز که من تو را نیابم دگر
می روم تا ساحل آرام عشق یابم تو را ،ای شیرین جان
می سرایم لحظه های عاشقی خوانم تو را ،ای شیرین جان
میروم بی شک در این راه تو را می بویم ای دلدار من
غم هجران تو را همراه خود می سازم ای دلدار من
دلم گرفته برایت
برا ی تو که تنها سهم من از این دنیایی
من از تنهایی امواج سرگردان
از این بیتابی ممتد
از این شب زنده داری ها
من از سرگشتگی هایم نمیگویم
مبادا خاطرت از گرد اندوهم کدر گردد
که از هرم نفسهایت
بهار ناب چشمانت
هزاران شعر میسازم
سرودن٬ دلخوشی٬ لبخند....
به گشتن هم ٬نمیابم!
در این بیقوله متروک
برایت شعر میسازم
برایت شعر میسازم!
من بی تو یخ کردم،زمینی سرد سردم... خورشید من برگرد تا دورت بگردم
دوستت دارم
یا حق
نظرات خود را کوتاه کنیئ . اینجا دفتر خاطرات شخصی شما نیست .
جز تو .....
نزدیک تر از نفس بهم....
نفس تو نفس من است .