دیگر هوای برگرداندنت را ندارم
هر جا که دلت می خواهد بــــرو
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد
انقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام
نشود
صبح که رسید دیدم تنهام شب که شد دیدم تنهام امشب بازم حالم خوب نیست یه حرفایی آدم میشنونه که از تو میشکندش از تو خردش میکنه چند تا اس ام اس و چند تا حرف اعصاب خوردی و این حرف ها این روز ها فقط هیراد و 30 روز دل داریم میدن ، گاه و بی گاه هم سرهنگ ، باید این تیکه دلمم را هم بندازم دور ، دلم میخواد تو خواب گریه کتم که اشک خودم را نبینم ، این افسردگی این روز ها هزار برابر شده یا قدرت هم هزار برابر کمتر شده ....
خدایا منو از کارم پشبمون نکن ، خدایا به من قدرت بده فراموشش کنم ، خدایا خودت کمکم کن ، خدا تو به من قدرت بده قوی باشم ، خدایا تو کمکم کن ، خدا این دوست ها از کنارم مبر نزا تنها تر بشم .
نمدونم ته قلبت هنوز احساسی هست، امیدوارم نباشه ، تو روزگارمن دیگه دلخوشی نیست دلخوشی من تو بودی که با حرفات اونو له کردی ....
من همه چیز من گو من ان من فلان اما یه روز بر میگردم و تو را پشیمان می بینم من تلاشم را کردم اما تو نخواستی تو لیاقت نداشتی تو نخواستی و....
2:58 شب / کافه من و سیروز / لباس مشکی / قیافه ژولیده و تنهایی شبانه ....
امشب حنابندان شاپرک هاست .....
انگار موعد وصال با آتش فرا رسیده .....
شقایق ها را بگوئید ، فردا جامه پر پر کنند ....
دیشب تمام قامتم را گریستم برای بال سوخته ات ، ...
گله ایی نیست اگر صبحدم ، گل به لبخندی شکفت ...
من و تو ، اگر عاشق بودیم ، همه به اعتبار شقایق بود....
همیشه سنگ تو را به سینه ام میزدم ....
چه میدانستم مرغ دلم از قفس میپرد ! ...
خداوندا ....
کجاست لب هایت ...
چقدر خواب بوسه ببینم ؟
یک صبح آفتابی با داغی بوسه ات ،
خواب مرا تعبیر کن ...
هنوز هم چکه های تو آیه های تطهیر چشم های تواند ...
هنوز هم تبِ دلت گواه بی تاب فاصله هاست ...
هنوز با مهتاب میرویی در کوچه باغ خاطره ها ...
انگار حس شگفت انگیزی آبستن اتفاقی مبهم است ...
انگار حسی مرموز مخیله ات را میدوزد به خیال هایی بعید ...
چهره ی ماهِ ماهک ها پشت ابرهای درد پنهان است ...
بگو به دردها که این رسم دنیا نبود ...
قرار خدا این نبود که مهتابِ ماهرخ ها کدر شود ...
و آفتاب رخسارشان کبود اندوه ...
ما صورت به سیلی سرخ کرده ایم و سیرت به خون گلسرخ ...
و قسم خورده بودیم جام های پر از خون دل را سر بکشیم و مست تو باشیم ...
تو سوگند به کدامین خدایان یاد کردی که دل را ربودی و غزل خدا حافظی سرودی ...
گله از فرجام زخمی پرواز کبوتر نیست ...
اینکه از این همه آسمان سهم پرواز ما بعد از قفس تیر باشد ،
چکه چکه آب میکند ما را ...
هِی مسافر!
پایت را از روی حنجره ام بردار!
هر چقدر خودم را
به در و دیوار این قفس هم بکوبم
بغض نفس گیرم فریاد نمی شود...
دلتنگی مزمِن
آخرش می رسد به خفقان مدام!
خیالت تخت!
هیچ ک س نمی فهمد
دوری ات با دلم چه کرده...
vay chera inghad badbakht shodi chera inghad daghooooooniiiiiiii chera inghad afsorde oas ki be in rozzzzz andakhtet .cheghad dard to delete.................
بعضی وقتا آدما اینقدر درگیر تنهایی خودشونن که فکر میکنن واقعا تنهان ولی اینو بدون شاید تو تنها باشی ولی همه ی زندگی منی.نه فقط من بلکه خیلی های دیگه.نفس من به نفست بنده و تمام دلخوشی و امید زندگی من تو هستی .پس مراقب خودت باش که ما بی دلخوشی نشیم.
شاید باورش سخت باشه که دلخوشی شخصی باشی
که ........................
دینگ دینگ . . . . . . . . . . . . .
مردم اغلب بی انصاف ،بی منطق و خود محورند...
ولی آنان راببخش....!!!
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند....
ولی مهربان باش....!!!
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند....
ولی شریف و درستکار باش....!!!!
نیکی های امروزتو فراموش می کنن....
ولی نیکی کن....!!!!
بهترین های خودتو به دنیا ببخش حتی اگه هیچگاه کافی نباشد...
و در نهایت می بینی هرآنچه هست هموار بین تو و خداست نه تو مردم...!!!!
دکتر شریعتی
شغل ِشریفی ست
سوختن ؛
برای او
که لحظه ای حتی
برایت تب نکرد
Diiiiiinnnnnng