روز تاسوعان هم خنده بود . فقط میگم ببار بارون که من خیس بشم ، 200 روز مونده اون وقت روز هام قشنگ تر میشه . لعنت به تو لهنت به خود تو ...
اینجا همه چی خوبه ؟ من خوبم ؟ هوا خوبه کارا کمی عقبه اما تا پایان ماه ردیف میشه ؟ دیشب یه نفرو دیدم که شبیه به تو نبود اما بوی عطر تو را میداد رفتم سمتش اما تو نبودی . ایجا دنبالت می گردم .
ساقی امشب جای تو در میخانه خالی ست .
عکس مایکی مربی آفریقایی اسکی روی آب
اینجا دور از وطن هوای غربت نیست نبود تو کم و کاست نیست . روز ها خوب می گذرد .
این نوشته سال پیشم بود یادته : شاید امروز ۲۵ آبان باشه اما هنوز برای من ۲۳ آبان هست اگه ۲۹ اسفند امسال باشه یا ۲۳ فروردینی که گذشت یا یه ۲۳ وم دیگه از یاد من نمی ره . مهم نیست دیر نوشتم اما مهم نوشتنمه که هنوز برام داغه و تازه است . یه پیاده روی ملس تو یه هوای مشتی خرمشهری / بارون نم نم / پیتزا مشتاق / کش کشی و مثل خوت خوشمزه .... شب به یاد موندنی بود برای من برات امید و آرزو های خوبی دارم و انشالله همیشه سر زتنده باشی سانازم . تولدت مبارک سال گذشته دو روز دیرتر نوشتم . اما امسال دو روز زود تر بهت تبریک گفتم چون واقعا استرس داشتم چون واقعا به فکر بودم از دو ماه پیش اما یه اتفاق بد که مقصر خودم بودم همه چی را به هم زد . ولی خدایش از ته دلم حرف هام بود خدایش بس دویدم پاهام آبله زد خدایش بریدم بس که نرسیدم خدایش دچار شدم . یاد روزهای خوبمون به خیر ، یاد تنها نبودنام به خیر ، یاد تو به خیر ، تولدت مبارک ساناز ، همیشه دوست دارم .
چشمای تو یادم می یاد دوباره گریم می گیره ، وقتی بهت فکر می کنم وجودم رو غم می گیره ،همش می گفتم که یه روز عشقم رو باور می کنی ، می خواستمت نفهمیدی نفهمیدی قلبم رو پرپر می کنی .
با همه این احوالات بازم دوست دارم ، با این همه بی محلی دوستت دارم ، با من بمون تنها نرو ، قید همه چی رو نزن ، دیگه فکر نمی کنم ، که یه روز برمیگردی .....
از آهنگ زیبابت ممنون ، میدونم دلگیری میدونم بهت بد کردم ....
18 آبان /
وقتی میام دیگه چیزی تیست که چک کنم . برای تو می نوشتم . بعدش یادم به این جمله ات می افتم : دروغ بود همه حرفات دروغ بود همه حرفات دورغ بود ، حق من این نبود . راستی می گفتی حق تو این نبود .
اخرین روز مهر ماه
همش یه خوابه بلاخره از خواب بیدار میشی ! نگو یادگاری هامو هر چی هست و بود با فریب و دورغ بود . این روز ها نیستی که ببینی !
می خوام فراموشت کنم . بدون که ارزش دوست داشتنم را نداری . مرده ای برام . همه چی تمامه .
پ ن : سرمای سوز زمستون را از الانه احساس میکنم و دارم به رفتن فکر میکنم شاید همه این روز ها برم ، برم خودم و خودم تنها باشم ، کسی نباشه تو نباشی که ببینی .
ey bı marefat : comnet nazashtı vaseh man :
خداحافظ ای خونـه ی خـالی ی من
خداحافظ ای عشق
پوشالیی منخداحافظ ای گرد و خـاک نــشسته
خداحافظ ای شیشه های شکسته
خداحافـــظ ای خـاطـــرات پـــر از درد
خداحافظ ای لحظه های غم و سرد
خداحافظ ای عمر بیـــخود گذشـــته
خداحافظ ای نــامه هــای نوشــــته
برای یـه بـارم کــه شـــده ای روزگــار
بیا و واسه این دلم بد نیار
بیا و شکست منو خط بزن
برای یه بارم بشــو مال من
مهربونم خداحافظ من رفتم ،تو پوشالی نیستی تو حقیقی هستی، تو نفس هستی ، مهربون خداحافظ مراقب خودت باش
در خم آن کوچه به انتظار یک بوسه در کنار آن یاس سفید منتظرم تو هستم تا شاید روزی دست تو در دستانم حلقه بیداری به خواب آشفته من بزند ، اما آن روز مجالی نیست برای زنده بودن و زندگی کردن ، به روزهای رفتن نزدیک می شم . انگار یه نوع معکوس تنهایی هست برای دوریه ، این زمزمه یادم میونه ، وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور ، تو هم یادت بمونه
برای تو مینویسم تو تنهایی تو این غریبی اما تو انگار نیسیتی بخونی یا نمیایی بخونی ....
دلم گرفته مدت هاست کسی نیست باهاش صحبت بکنم سرم تو بغلش بزارم ، دلواپسی ها مو تو سینه گرمش جا بزارم . مدت هاست از اون بوسه سرد زیر بارون گذشته ، یاد خاطرات ، یاد روزهای خوب ، یاد تو لحظه لحظه تو ذهنم رد میشه ، الانه خیلی وقته تنهام خیلی وقته از سفر بی تو برگشتم ، اما تو نیستی اما تو به خاطرات تقصیرات گذشته ام تنهام گذاشتی ...
چه سخته بی درو دیوار زندونی خودت باشی ، چه سخته غمساز غمت روبروت باشه نتونی کلامی بگی ، چه سخته بیمار باشی و درمونت نمونه ، چه سخته رویا باشی و در حسرت آرزو ، چه دلگیره بدون بارون زندگی کردن ، چه تلخه بودنی که نیستی هیچ وقت ، چه سرده تابستان داغ بی تو ، چه بی روح اون اتاق بی پرنده که تو قناریش باشی و من هم قفست تو نباشی و من در غمت .
ظهر یکشنبه / 3 ظهر / بعد شب قدر
ای که مدتهاست بامن نیستی
من همانم ، که با من زیستی
رنجهایم را شنیدی باز هم
عاقبت گفتی ، غریبه کیستی ...؟!