امروز بد تر از شنبه بود . فقط همین .
پرسید به خاطر چه کسی زنده هستی؟
با وجود اینکه دلم می خواست با تمام وجود داد بزنم بخاطر تو گفتم به خاطر هیچ کس
پرسید به خاطر چه چیزی زنده هستی؟
با بغض گفتم: به خاطر هیچ چیز
از او پرسیدم تو به خاطر چه کسی زنده هستی؟
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرو رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت رو برو شه
بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو می رم
منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم
با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه ی من پر تصویر تو می شه
---------------------------------------------------------------------
دریایی از کامنت بود که بیشترشون را حذف کردم . اون چند تا دونه هم داشتانشن را نمی دونم که گفتی آدم گوش هاش مگه درازه ؟
عجب ماه رمضانی بود عجب شب بود ، هیچ وقت یاد هیچ کودمون نمی ره . . .
فقط حیف نشد حرف آخرم را بزنم ، تو دلموم موند شاید دیگه فرصتی نباشه باز برای گفتنش ...
چند ساعت بعد :
جوابم را گرفتم و گفتم : چه خوبه که ادم ارزش خودش را حفظ کنه ، و اینو بدونه هر کسی لیاقت دوست داشتن و عشق ورزیدن را نداره ....
تو این روزگار بی کس له شدیم اونی که باید ما را در میافت ، در نیافت اما چاره ای نیست جز دوری ، درد ، تحمل ، شاید روزی مال خودم بشی اون روز دور نیست .
چند وقت پیش اومدم ، گفتم که می خوام چیزایی بنویسم چیزایی که تودلم هست و نمی تونم
به زبون بیارمشون ، به خیال خودم می خواستم خودم رو اینجا پیدا کنم ولی خیلی زود فهمیدم اینجا آدم بدتر گم میشه . تو دنیای مجازی همه چی مجازی میشه حرفا ، درد دل ها و حتی آدما . تصمیم گرفتم برم ، تو گفتی عاشقی درده ، همش بازی این دنیای نامرده ، دیگه برو ، برو تنها بمون جونم که این دنیا ، منم دیوونه کرده ،دیگه می رم ، دیگه می رم ، نمی خوام عاشق بمیرم ،بعد من دیگه می فهمی ، بهترین قلب زمینم ،همه چی مثل یه خوابه ولی افسوس که سرابه ،نقش من آدم کوکی ، نقش تو .....
تو این تابستان داغ روزها شده برام پاییز، از وقتی رفتی شده کارم غصه خوردن ، رفت همیشگی نباید باشه میدونم یه روز بر میگردی به خودم ، دنبالت کجا بگردم ، فقط دیدنته که من را سر پا نگه داشته ، دیدن هر روز تو باعث دلگرمیم میشه ....
نظرات را فقط برای نظر های تو که هزار بار می خونمشون باز می کنم . آهنگ اولین شب آرامش را به تو تقدیم می کنم . ای همیشگی من
کسی به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست به جز خیال تو کسی هنوزم یار من نیست . من از تو نمی گذرم من از تو مبتلا ترم من از تو مبتلا ترم .... این روز ها را یادم نمیره ، یادم نمیره ، این بی وفایی ها را برای محمد تنها یادم نمی ره . این جواب ندادن ها را یادم نمیره . تو داری میری و من را تنها میزاری من نمی تونم ببینم تو من را تنها میزاری ، خوب راحتم کردی ، نه بخاطر خودم بلکه بخاطر خودت ، خوب متوجه شدم که خسته شدی ازم .دلیلش را هم نگفتی دلیل تو بی دلیلی بود همین . الانه دارم شکنجه میشم با خاطراتم . مطمئن باش تو هم یه روز اسیر یه خاطره میشی تو کنج تنهایی میشینی و اشک میریزی ، همون طوری که من اونو تنها گذاشتم مدت ها پیش حالا نوبت توست که را عذاب بدی . برای خودم متاسفم برای احساسم متاسفم برای این روزها متاسفم که میتونم احساسم و عشقم را بهش ابراز کنم اما چون که .................
این نوشته دقیقا مال یک سال پیشه همچین روزی ، امروزهم تکرار شد . یه باردیگه من شکست خوردم تو قلبت .
امشب من می خوام با غم بسازم ، خواستم که با اشکام راه ت را ببندم اما نبودی و ببینی ، حیف نمی شه بمونی کنارم ، من جز تو کسی را ندارم کاش که پیشم بمونی یه لحظه این لحظه به دنیا برام می ارزه . ......رفتم و به تماشای افق بشین ، شاید سحر باشه و بیدار باشم اما تو خواب باشی و و من به یاد سحر ......
الانه سحره ، سحر یک سال بعد از اون روز من نرفتم ولی با رفتنم همیشه تو را دارم بازم میگم همیشه تو بهترین نقطه قلبم جا داری . دلم خیلی تنها شده اما چاره نیست .باید سوخت و ساخت . بهانه قشنگ من ، امید من ، مهربون من وقتی نوشته قبلی را میخوانم گریه ام میگیره .... گریه ام میگیره .
این اهنگ را یادته ؟
تو مگه قسم نخوردی ؟
دلم را تنها نزاری ؟
روبرو نشتی اما از یه غریبه کم نداری !!
روبروی من نشستی توی چشم تو ستاره . . .
از صدای تو شنیدم تو واقعاٌ دوسم نداری !!
تو واقعاٌ دوسم نداری !
دقیقا الانه صبح شد .5 صبح / آبادان / کافی نت / ابی / . . . . . .
تنش عصبی ظهرم را خودم میونم چیه و دلیلش را می فهمم اما حوصله نداری می فهمم صبر می کنم تا تو بگی تا تو منو صدا کنی اگه صدا کنی ! فقط به دوست داشتنت فکر میکنم همین برام خیلی مهمه میدونی چرا ؟ چرا که قناری برام نفسه ، برام امیده ، برام یه رویاست ، برام زندگیه ، برام آرزوست ، از همه مهم تر آرامش از دست رفتمه ، ازهمه مهم تر عزیز لحظه به لحظه ست ، از دیدین چشمات می دونی که ، من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم و نگاهت نگیر از من که با آن عالمی دارم ، یاد باشه قدر این چشم های زیبا را فقط من میدونم اون عطر وجودت را من فقط از عمق وجودم حس میکنم اینها را امدم اینجا نوشتم که بدونی که برام عزیزی و یه بار دیگه بگم دوست دارم
کاش می شد راز چشمان تو را یا نگاهت را میان آسمان روی گلبرگ گل سرخی نوشت تا همیشه قاب کرد راز چشمان تو را
تقدیم به تو ساناز مهربون
شیطان برو دنبال زندگی نکبت بارت . شاید خداوند آدمت کنه
همه چی اینجا تمام شده برای تو
تو مدتهاست گیم آور شدی
خونی نیست برای مکیدن شیطان کثیف

بدین وسلیه اعلام میگردد که( دیوانه - روانی - عقده ایی - روان گردان - جنون بی درمان - مریض روانی - سادیسم - مالیخولیا - همتلیس - و ............. )
عجب دلی - عجب روزگاری - عجب دردی - عجب درمانی - عجب دلی ....
۱:۴۵ کافی نت / تنها / مبعث / وام / کارت عروسی
یه ناهار خوردم دو تا حساب کردم / کافه خیلی سرده / از وقتی رفتی بردیش / از تن خاکی جدا نیستم / مثل یه آدم که تو چاه سقوط کرده / حالا تو دست بی صدا شهر و غزل قصه مرگ عاطفه / انگار با هم غریبه هستیم / خوبی ما دشمنیه / اومدنی رفتنیه هست یادت باشه اومدنی رفتنی هست . . .
۲:۵۲ دقیقه اتاق خودم