دفتری از خاطرات من ( آبادان پارکانت - سابق )

غمی بزرگ با روزهای همیشه ابری و بدون همراه و تنها بدون #دلخوشی

دفتری از خاطرات من ( آبادان پارکانت - سابق )

غمی بزرگ با روزهای همیشه ابری و بدون همراه و تنها بدون #دلخوشی

شاید

شاید این زخمی که از تو خوردمو از حرارتش زبونه می کشم یا تموم بی کسی هام را از دست زمونه می کشم . طلاق هم نگرفتیم که افسرده گی های این روزهامونو مقصرشو طلاق بدونم .

شب دوم

دلم گرفته دلم دلم غصه داره ، دلم گرفته هیراد ، شب دوم تهران ، سیگار آف .....

ندارد

سالهاست پدر را در روز پدر نداریم ، اینم یه نوع سهمه از روزگار


لانه خرابی

سال ها پیش کوچت دادم حالا نوبت به خراب کردن لونه قلبت هست . یاد باشه من ترسی ندارم از نبودن ها

امید فردا

به امید روزی که در این دنیای پر غم آزاد آزاد باشم .

امید هر روز صبح

هر روز صبح با امید تو به امید تو میدیدمت الان مدت هاست اون چشم نیست و مدت هاست تا امیدم ، دوست دارم برم یه جای دور .....

بازم دلم گرفته

امروز یک شنبه بودم دلم گرفته ، همش تنش روحی عصبی چقدر دلم برای منا مهربونم تنگ شده چرا اشتباه کردم و از دستش دادم . اخی روزا میرن مریم ها میرن این شد دو تا . فالورها  میرن ، هیرادها میرن ، خاطره های میرن ، شاناز ها میرن ، 28 سالمونه ، همه رفتن و علی مونده حوض تنهای هاش که سریزه ، به جون تو دیگه نفس نمونده برای من دلم جلو چشات داره میمیره ، آرزو هاون دارن تک تک براورده میسن ؟ بعدش چی کار کنیم ؟

فرصت

خدایا یه جایی بده فریاد بزنم کسی نباشه ، خدا یه جایی بده سیر گریه کنم ، خدا یه قدرت بده این عذاب وجدان ولم کنه ، خدایا .....

خالکوبی

این روز ها از خودم از از همه دلم گرفته ،  از کسی که خاطرات تلخ و شرین واسم گذاشته ، از کسی تنهاییم را بیشتر میکنه ، از خودم ، از خودم دوباره ، از کسی که من را تهدید به تنهایی میکنه ، از کسی که فرصت  و مجال دوست داشتن بادیدش خراب میکنه ، از همه کسایی باعث مشکلات تو زندگی بقیه میشن ، از تنمها کسی که دلم نمی گیره اون بالا سریه .....


پ ن : مرز بودن و نبودن تنها یه نفس با حصار قفس است .

جمعه طوسی

یلی سخته غمخوار کسی باشی که خودت بزرگترین غمش هستی

جمعه گودری

صبح را گودر شروع کرددم چقدر خسته ام .

نو 2

صبح رفتم خرید تو همون بازهار قدیمی احمد اباد که بوی گند میوه و ماهی حال ادم را به هم میزنه اما شاید دلیلی باشه که هنوز یاید بیوفته داشتم اشتب می کردم . دیشب کلی برام حرف زد .

نو

آخرین ساعات سال ۸۹ خوب بود ، فوتبال قرمز ، ویت سبز ، شرت قرمز ، نیمی روف لیمویی ، نصحیت های ریوالدو تو شهرداری و تیک و تاک لحظه های تنهایی سال 89 ، ای پادشاه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو جان آمد ،  صبح 90 هم با ته مستی و اولین اس ام اس ممل جونم که تو زهنم موند . اولین دید و بازدید با ریوالی بود که بنزین تمام کردیم . الانم بعد از ظهره نودی هست .


پ ن : دردا گره قسمت ما نقطه پرگاریم

سال نو

میدونم یه روزایی تو هم دلت میگیره ، الان به یاد کسی هستم که تو دشت ارژن سرم تو آغوش گرفت و براش گریه کردم .  امسال هم رفت ، تو امسال چه کار کردم ، بازم امسال مثل هر سال گرفتس این دل اما با این وجود امسال دوستای جدید ، تجربه های زیادی داشتم ، شاید همین کافی باشه .

بدنفشه

این روز ها واسه این که کسی را خیلی دوست دارم دلم گرفته ،  دلم نمی خواد این روز ها  ، نمی خوام  کسی را زیاد دوست داشته باشم ، که بهش گیر بدم ، بهش بگم کجایی ،  این روز ها تو تنهایی با خودم سر می کنم ، دلمم اصلا هواشو نکرده ، ولی از بد جنسیشه .