دفتری از خاطرات من ( آبادان پارکانت - سابق )

غمی بزرگ با روزهای همیشه ابری و بدون همراه و تنها بدون #دلخوشی

دفتری از خاطرات من ( آبادان پارکانت - سابق )

غمی بزرگ با روزهای همیشه ابری و بدون همراه و تنها بدون #دلخوشی

بازنده

خط را فروختم و عوضش کردم تا از دست مزاحم همیشگی راحت بشم  ؟ امروز هم دلم گرفته . خسته شدم ، حوصله ندارم ، یه آتیشی تو دلم  دارم که دارم توش می سوزم ، از داخل دارم می سوزم  دوست دارم سرم بزارم رو شونه هات  و  گریه کنم دوست دارم کنارت بشینم و خیره بشم تو چشمات . چرا نمیزاری چرا براش دلیل میخواهی ، چرا ؟ آخه چرا ؟

ظهر جمعه

امروز روز دلگیری بود ، چند روزیه همه چی برام بی معنی شده و بی صدا ، مرتب از اون کوچه میگذرم . کاش زود فردای جمعه بشه . 

 

ح د :آدم وقتی سنگ صبورش را ازدست میده دیگه کی میتونه جای اون را بگیره ، تو دورت شلوغه من تنها من هم درون تنهام و  هم  از بیرون  . خودت کمکم کن نزار تو آتیش بسوزم ، روز ها از تنهایی می سوزم و شب از غم دوریت  . . .

ظهر تعطیل

امروز چقدر منتظر دیدنت شدم تا اینکه آمدی . اخی وقتی رد شدم و دیدمت انگار آتیش دیروز تا حالا که تو دلم روشن شده بود خاموش شد عجب آرمش عجیبی ، عجب حس غریبی ، همش پیش خودم  میگم بی هوا بدون مقصد  سمت طوفان تو میرم  منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم......


این چشم ها مال منه ، این آرامش مال منه ،  ازم نگیر این آرامش را

صبح سختی ها

امروز  با هم رفتیم لحظه به لحظه تو چشمات نگاه میکردم و برق عشق را میدیم .


قناری من لحظه به لحظه بهت فکرمیکنم .

برای عزیزم

ساعت ۸:۳۴ دقیه هوای بارونی غم عشق و دوری داره دیونم میکنه . . .  

 

حالم اصلا خوب نیست یه حس و حالی دارم یه چیزی از تو داره می خوردم . با کی حرف هام بزنم شاید اینجا بهترین جا باشه . فقط میتونم بگم دوست دارم این تنها چیزیه که براش هیچی ندارم . کاش تنها نمی موندم کاش تنها نمی موندم . تو میری و من می مونم تنها . 

 

  یادش بخیر تن داغ و بوسه تو را هیچ وقت فراموش نمی کنم .  

 

شعر را هم به تو تقدیم می کنم   

 

بیا تکیه کن به شونم

من برات عاشق میمونم

توی دل تنگی و غربت

واسه تو همدم می مونم

بگو از حرفِ تو قلبت

من اونا رو خوب میدونم

تو ترانه هام واسه تو

شعر آزادی میخونم

بذا دستاتو تو دستم

منم از عشق تو مستم

می خوام از آینه ی چشمات

ببینم که با تو هستم

نگو از طلوع خورشید

دل من فقط تو رو دید

نور چشمای قشنگت

حضور خورشیدو دزدید

بیا تا با دستای هم

پل بشیم تا روی ابرا

بزنیم به قلب رویا

برسیم اون ور ابرا

بکشیم دست نوازش

رو تن خسته ی موجا

ببینیم عکسمونو باز

توی انعکاس دریا

برسیم به شب رویا

یه سبد پر از ستاره

 بیاریم از آسمونا

یادگاری واسه فردا

برای ساناز

وقتی رفت و من از یاد برد  .  هر چی که داشتم همه را بادبرد و  تو کنج عزلت خودم نشستم هر چی که آینه بود زدم شکستم.


این روزها حس میکنم خیلی تنها شدم . البته بودم الانه بیشتر احساسش می کنم .  خودم دارم متوجه میشم که مشکلات باعث شده مخم کارنکنه و یه طورایی ناراحتی اعصاب بگیریم . الکل و دود بی فایده هست . ورزش هم حوصله میخواد .


نمی دونم چی دارم و چی ندارم ؟ کی را دارم و کی را ندارم ؟ ساعت 3 و 50 دقیقه صبح هست اما با تمام خستگی خوابم نمی یاد . هرچی خودم را به بی خیالی میزنم و به سر خوشی اما فایده ندارد . اخرش شب ها مث یه خووره میاد سراغم . این روز ها  کلمه  ای بابا زیاد سر کار دارم . از اون که دوسش دارم میشنوم . بی حوصله شده داره میره داره  . دلم دیگه چیزی نمونده ازش . دلسوخته شدیم .


موسیقی شب هام شده هایده:


ساقی چمن گل  را بی تو رنگی نیست . داد از غم تنهایی ای پادشه تنهایی

ساده

رفتی و پا گذاشتی به سادگی رو حرفام .....

ندارد

یه روز بارونی  ولی خسته و گاهی هم ابری . صدای یه چیزی تو گوشمه شاید بی حوصله ام و .....


مهم نیست مهم نبوده......



ساده

منم میشه مثل خودت به زودی اما مقصرش تو بودی ؟


بله دیگه تازگی ها باما نیستی و میری سر درخت کسی دیگه می خونی. این روزها گرچه ظاهرا خوشحالم اما من می دونم هم دوری هم نزدیک . در قاب تنهایی من نیستی گرچه تو تصویری .......


اگر چه که نفسم سراغم را نمی گیری . تو با من نیستی اما جدا هم نیستی  از من . نه می مانی کنارم  من نه در قلبم تو می میری .


منم خو کرده دردی که درمانش نمی نمی دانم . 


شعر  : پویا

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن : گر چه امروز ولنتاین بود ولی تو خواب را به جشن کوچیک من ترجیح دادی .

نوشته شده توسط ساناز

عزیزم برام بنویس :


سلام عزیزم دارم از تو مینویسم که نگی یه وقت ...........

دیشب باهات تماس گرفتم بیدار بودی کلی حرف زدیم ولی یه چیزی خنده دار بود خودت میدونی دیگه.........


اینم واسه تو گل من:

چراغی در دست

چراغی در دلم زنگار روحم را صیقل می زنم

آینه ای برابر آینه ات میگذارم تا از تو ابدیتی بسازم................

دشت ارژن

همین دیروز بود دشت ارژن .....


چه کامنت های زیبایی برام نوشتی  . عزیزم الانه رفتی برام خرید بکنی ؟ دست درد نکنه !


یاد نفس تو

امشب به یاد تو ، در پرچین خاطراتمان نشسته ام

و آسمان قلبم را به لطافت باران یادت

میهمان کرده ام

امشب به یاد تو! بغض سکوت را ، در گلوی زنگار گرفته ام ، شکسته ام

امشب به یاد تو ، با مداد قرمز آرزوهایم

طرحِ لبخند را بر لبان خشکیده ام ، کشیده ام

امشب به یاد تو ،

در برهوت تنهائی ام نشسته ام

کوه یخ

تمروز پنجشنبه هست چه صبح سردی تو ابادان با خشکی و بی حالی رفتم در کافی نت را باز کردم . سرد بود و خالی . 

 

ای مرحم ای هم دم بی تو چه می نوشتم ؟   

 

دشت ارژن

ساعت ۳:۳۰ دست ارژن - شیراز


روزا مثل دیوونه ها پرسه زنون تو کوچه ها ، شبا یه گوشه از اتاق گریه وآه بی صدا. مثل همون خواب سیاه رفت و منو تنها گذاشت. گفتم که این قصه ی تلخ ارزش خوندن را نداشت .. .

دشت ارژن

ساعت ۳:۳۰ آبادان - روز عاشورا


روزا مثل دیوونه ها پرسه زنون تو کوچه ها ، شبا یه گوشه از اتاق گریه وآه بی صدا. مثل همون خواب سیاه رفت و منو تنها گذاشت. گفتم که این قصه ی تلخ ارزش خوندن را نداشت .. .