-
خارح
1 مهر 1387 15:02
تو خارح اینترنت کیوسکی هم بود قدرت خدا ببین حقدر یشرفته شدن این خارحی ها . دی اح ال نسل حدید نت هست که من اینحان مشاهده کردم البته کیبورد فارسی کامل نبود . ژ ن . خارح . ایستگاه مترود . ۲۲۸۲۸۴۸۰۸۰ نت هوشمند بین المملی قناری عزیزم دلم برات تنگ شده .
-
تنها
27 شهریور 1387 23:30
دلم گرفته نمی دونم چی بنویسم ...... یک ساعت بعد آمدم نوشتم : دیشب تولد لره بود بازم عکس یاداری انداختیم بازم خاطره هامون را تصویر سازی کردم بیاد تو کامپیوتر تا یه روزی مثل ۲۷ شهریور پاک بشن بیان پیش تو تا شاید یه روزی تو خودت نشونم بدیشون ... این همه غصه و ماتم مال چیست ؟ چرا گریه می کنی ؟ چشمای قشنگتو پر بارون میکنی...
-
بازم سحرگاه
25 شهریور 1387 11:41
الانه هم سحره و بیدارم بازم دلم گرفته بازم کسی نبود سخته تنها شدن شکستن و فنا شدن تلخ بی کسی یه وقت به اون نرسی . وقتی دلم تنگ میشه کی دست هام را میگیره سر رو شونه کی بزارم . سحرم دلم این غصه را باور نداره ، کاشی که باشی و بمونی ، از وقت رفتنت دلم غبار گرفته ، زندگیم هم سوت و کوره دیگه اون شوخی ها و خنده ها دیگه نیست...
-
سحرگاه
22 شهریور 1387 03:19
حالا سحره و دلم گرفته و تنهام دارم به یاد توگوش میدم . یادته گفتم اگه سحر باشه یادت میکنم حالا چند شبه که تا سحر به یادتم اما چی کنم . امروز گریه کردی ... وقتی تو گریه میکنی وقتی تو گریه میکنی ثانیه شعله ور میشه گر میگیره بال نسیم گلخونه خاکستر میشه وقتی تو گریه میکنی ترانه ها بم تر میشن شمعدونیا میترسنو آیینه ها کمتر...
-
سحر
19 شهریور 1387 02:56
واسه ما فرقی نداره هر جا که باشیم شب نشینیم دل خوشیم که یه روز سحر را ببینیم سفرت سلامت اما به کجا میری قفس تمام دنیا
-
تو
16 شهریور 1387 02:40
چرا برام نمی نویسی ؟ چرا آنقدر منتظر تو هستم و تو نمی نویسی ؟ دلم برات تنگ شده ؟ دلم برای گرمای نفست تنگ شده ؟ باز بگو که سکوت سرشار از نگفتنی هاست . بگو و فریادم کن ... ۳:۳۶ شب / شرجی / تنهایی / کاش یه لحظه / این یه لحظه ...
-
زمزمه
13 شهریور 1387 08:33
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 نمیدانی که من امشب چه ویرانم نمیدانی کنار غم و در آغوش گرم خاطرات تو چه ویرانم
-
دلم تنگ شده
12 شهریور 1387 12:39
یاد روزهای بهاری یاد خوندن قناری یاد اشک های تنهایی نمی دونم این چند هزار کیلومتر چرا به اندازه یه دنیا دوری را کم مبکنه و اصلا انگار تو همین کوچه بود که با هم گذر کردیم ،انگاری دیروز بود که بارون میومد خیس خیس شدیم یادش بخیر ... جای این جمله امروز چقدر خالی است ! روزی این جمله تمام حال مرا بازگو می کرد .واژه واژه اش...
-
گریه نمی کنم
5 شهریور 1387 14:05
؟ پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم لب ریزم از تو و سرشارم از عطر تو هنوزم عطر نفس هات تو یادمه شب های رفتن تو شب های بی ستاره س ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پاره است با هر نفس تو سینه بغض تو گلومه با هرکی هرجا باشم عکس تو روبرومه چی میشه بر گردی به روز های گذشته ؟
-
عطر یادت
3 شهریور 1387 11:25
با تو من چه کرده بودم که چنینین مرا شکتستی به گدشته بر میگردنم به سراغ خاطراتم .. تازه میشود از تو داغ خاطراتم به تو میرسم همیشه در نهایت رسیدن هر کجا باشی و باشم به تو بر می گردم
-
جولان
3 شهریور 1387 11:13
امروز از ارتفاعات جولان دقیقا اسرائیل را می شد دید ؟ عجب هیبت و عظمتی را برپا کردن این اسرائیلی ها ....
-
من اینجا غریبم مسافر
2 شهریور 1387 10:03
شب که از راه می رسه غربتم باهاش میاد من نمام غم هامو ...... ای مسافر ای به جاده تن سپرده ای که دل تنگی غربت من را از یاد تو برده ..... ( واقعا این تیکه شعر روح آدم تو شهر غریب دیونه میکنه )
-
شب تنهایی
26 مرداد 1387 16:10
امشب هم رفتم امشب هم تنها بودم، شب آخره ، حس امشبم فرق می کرد ، صدای گرمش را نشنیدم ، امشب من می خوام با غم بسازم ، خواستم که با اشکام راه ت را ببندم اما نبودی و ببینی ، حیف نمی شه بمونی کنارم ، من جز تو کسی را ندارم کاش که پیشم بمونی یه لحظه این لحظه به دنیا برام می ارزه . ...... رفتم و به تماشای افق بشین ، شاید سحر...
-
شب های درد
22 مرداد 1387 23:54
تو مگه قسم نخوردی / آه ای زندگی آنقدر دلم گرفته آنقدر ناراحتم که حتی دیگه نمی تونم به کسی بگم / شعر هم دیگه افاقه نمی کنه ، چی باید نوشت ؟ چی باید گفت ؟ کی میتونه درک کنه ؟ کی می فهمه ؟ چرا روبروی من نشتی و چشم تو ستاره ، ولی کجا باید رفت و گفت ؟
-
بی ثمر
19 مرداد 1387 23:39
تمام عمر ، یک نفس دویده ام به پای تو نمی رسم به پای تو ، نمی رسی به پای من من این طرف ، تو آن طرف ، هزار کوچه بین ماست من این طرف به یاد تو ، تو نیمه ی جدای من چه قدر چشم های تو برای من مقدس است بیا ! دلم برای تو ... نگاه تو برای من دوباره من برای تو غزل سروده ام بیا بیا که دوست دارمت ، غریب آشنای من
-
شب شیرین
17 مرداد 1387 13:40
آخرش یه روزی هجرت در خونتو می کوبه تازه اون لحظه می فهمی همه آسمون دروغه
-
صبح سحر
15 مرداد 1387 01:22
بعد تو کسی تو قلبم جا نمی گیره . . . ! همیشه واسم زنده ایی . . . . تو همیشه تو نفسمی . . . . تو خود نفسمی . . .
-
روز وداع
13 مرداد 1387 16:57
کاش چون پرتو خورشید بهار سحر از پنجره می تابیدم از پس پرده لرزان حریر چشمان تو را می دیدم کاش در بزم فروزنده تو خنده جام شرابی بودم کاش در نیمه شبی درد آلود سستی و مستی خوابی بودم کاش چون آینه روشن میشد دلم از نقش تو و خنده تو صبحگاهان به تنم می لغزید گرمی دست نوازنده تو کاش چون برگ خزان رقص مرا نیمه شب ماه تماشا...
-
حق جدایی
12 مرداد 1387 14:42
تو مگه قسم نخوردی ؟ دلم را تنها نزاری ؟ روبرو نشتی اما از یه غریبه کم نداری !! روبروی من نشستی توی چشم تو ستاره . . . از صدای تو شنیدم تو واقعاٌ دوسم نداری !! تو واقعاٌ دوسم نداری ! / یه دنیا بی وفایی / ......................... /
-
گل های یاس بهاری
11 مرداد 1387 10:13
یادته ازم گرفتی واسه یادگاری روزهای رفته را امروز همه امروز می کردم از توی اون کوچه دوباره عبور می کردم انگاری کسی تو اون کوچه نیست انگاری دل دیگه مرده
-
[ بدون عنوان ]
7 مرداد 1387 19:43
چه جوری از تو از تو ؟
-
دریا
1 مرداد 1387 08:40
من و تو فرصت پرواز همه پرنده ها ایم . تا سپیده صبح با رمز این عطر بنقشه بمنونی میتونی بمونی ۱۳۸۷ / طبیعت / دریا / شرجی /
-
دریا
24 تیر 1387 20:28
رامسر هوا نسبت به اون چیزی که به نظر می رسید از سال گذشته بیشتر خوش گذشت . دریا / هتل شاه / موج / نسیم دریا
-
شب
21 تیر 1387 03:50
غم آزادگی دارم / شکشتن های پی در پی / چرا دلتنگ ؟ خوشا در چنگ شب مردن ولی از مرگ شب گفتن
-
وقت رفتن
20 تیر 1387 04:51
من نمی خواستم جای تو باشم. که دل به لبخند بیگاه من ببندی که کی تمام می شود. من نمی خواستم جای تو باشم که سال های سال سکوت کنی برای همین چند کلمه حرف قد خمیده. .. قصه ی من مثل هر قصه ی دیگر که تمام می شود آخر. ورق خورده است و تو باید برای بهاری دیگر قصه بگویی . و دل ببندی به یاری که هرگز در غصه هایت گم نشد... اه ای...
-
شبی در نسیم
18 تیر 1387 02:06
شب بود و من و او بیدار و شب ها برای من روز ... پی سی / کیورات / آوای دشتی / ساقی / تخته
-
از گریه چه میدونی
17 تیر 1387 15:32
از گریه چه میدونی ؟ نه دردمی نه درمونی ؟ به چه امید می خواهی پیش درد هام بمونی ؟ کاش ماتم دنیا .... بی تو فقط دنیا می خواهد ! کی میدونه ؟ حالا هیچکس برام نبود یه روز هم تنهام گذاشت ! یه ادم غریبه و بی نشونه . اونی که حرف عاشقی را می زد . با تمام وجود تنهام گذاشت و رفت و رفت و .... دیگه فرقی نداره بود و نبودش . دیگه...
-
هر کجا هستم باشم
16 تیر 1387 17:05
امروز ۱۶ روز از یه تابستان می گذره یه تابستان ۸۷تی اما به گذشته که بر می گردم تابستان های پر خاطره را داشتم پر از فراز و نشیب اما با خاطرات تلخ به جا مونده ..... رفتم یه جای دور که خودم با خودم تنها باشم دور تر از خودم با خودم
-
غم
3 تیر 1387 09:48
یه کسایی هستن دریای غم . هستن یک کسای ذره ذره وجودشون با غمه ؟ سهم من از غم چیه ؟
-
تن خواب
26 خرداد 1387 13:09
این روز ها با خودمم تنها با خودمم تنها کسی نیست کسی نبود کسی را ندیدم که بفهمه ! با تموم سختی این روز ها خودم را گول می زنم اما زندگی دیگه رنگ نداره . . . تن رود همهمه خواب من پر از وسوسه خواب واسه رویای رسیدن من بی حوصله بی تاب میون باور و ترد میون عشق و معما