-
روز بعد شنبه
8 شهریور 1388 15:09
امروز بد تر از شنبه بود . فقط همین .
-
فانوس دل
7 شهریور 1388 14:43
پرسید به خاطر چه کسی زنده هستی؟ با وجود اینکه دلم می خواست با تمام وجود داد بزنم بخاطر تو گفتم به خاطر هیچ کس پرسید به خاطر چه چیزی زنده هستی؟ با بغض گفتم: به خاطر هیچ چیز از او پرسیدم تو به خاطر چه کسی زنده هستی؟ با لبخندی اشک آلود گفت به خاطر کسی که مرا هیچ می داند.. امروز شنبه بود حرف هام را باش زدم ، گفتم اشتباهات...
-
آرامش از دست رفته
2 شهریور 1388 20:31
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرو رو شه تا سکوت هر شب من با هجومت رو برو شه بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو می رم منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه هر شب حافظه ی من پر تصویر تو می شه --------------------------------------------------------------------- دریایی از کامنت بود که بیشترشون...
-
اصفهان / فولادشهر
26 مرداد 1388 21:18
تو این روزگار بی کس له شدیم اونی که باید ما را در میافت ، در نیافت اما چاره ای نیست جز دوری ، درد ، تحمل ، شاید روزی مال خودم بشی اون روز دور نیست .
-
رفتن
25 مرداد 1388 17:19
چند وقت پیش اومدم ، گفتم که می خوام چیزایی بنویسم چیزایی که تودلم هست و نمی تونم به زبون بیارمشون ، به خیال خودم می خواستم خودم رو اینجا پیدا کنم ولی خیلی زود فهمیدم اینجا آدم بدتر گم میشه . تو دنیای مجازی همه چی مجازی میشه حرفا ، درد دل ها و حتی آدما . تصمیم گرفتم برم ، تو گفتی عاشقی درده ، همش بازی این دنیای نامرده...
-
روز وداع
25 مرداد 1388 08:18
روز های شیرین تو خرداد ماه ۸۶ شروع شد ، تو روزهای پاییز با شکفتنت زیبا تر شد و پر غرور تر یه روزی تو تابستان 87 همه چی را خراب کردم تا آشیانه تو دلم دیگه بزرگتر نشه ، رفتم سفر دقیقا همین موقع سال گذشته با رفتنم دلی که آشیون زده بودی توش آتیش گرفت ، انقدر که سوخت و خاکستر شد . وقتی برگشتم تو دیگه برنگشتی ، هی گفتم من...
-
اسیر بودن
22 مرداد 1388 17:27
تو این تابستان داغ روزها شده برام پاییز، از وقتی رفتی شده کارم غصه خوردن ، رفت همیشگی نباید باشه میدونم یه روز بر میگردی به خودم ، دنبالت کجا بگردم ، فقط دیدنته که من را سر پا نگه داشته ، دیدن هر روز تو باعث دلگرمیم میشه .... نظرات را فقط برای نظر های تو که هزار بار می خونمشون باز می کنم . آهنگ اولین شب آرامش را به تو...
-
بازی تو
19 مرداد 1388 17:53
کسی به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست به جز خیال تو کسی هنوزم یار من نیست . من از تو نمی گذرم من از تو مبتلا ترم من از تو مبتلا ترم .... این روز ها را یادم نمیره ، یادم نمیره ، این بی وفایی ها را برای محمد تنها یادم نمی ره . این جواب ندادن ها را یادم نمیره . تو داری میری و من را تنها میزاری من نمی تونم...
-
ای دل مبتلای من شیفته ی هوای تو
14 مرداد 1388 03:30
این نوشته دقیقا مال یک سال پیشه همچین روزی ، امروزهم تکرار شد . یه باردیگه من شکست خوردم تو قلبت . امشب من می خوام با غم بسازم ، خواستم که با اشکام راه ت را ببندم اما نبودی و ببینی ، حیف نمی شه بمونی کنارم ، من جز تو کسی را ندارم کاش که پیشم بمونی یه لحظه این لحظه به دنیا برام می ارزه . ...... رفتم و به تماشای افق...
-
نسیم تو
11 مرداد 1388 21:24
تنش عصبی ظهرم را خودم میونم چیه و دلیلش را می فهمم اما حوصله نداری می فهمم صبر می کنم تا تو بگی تا تو منو صدا کنی اگه صدا کنی ! فقط به دوست داشتنت فکر میکنم همین برام خیلی مهمه میدونی چرا ؟ چرا که قناری برام نفسه ، برام امیده ، برام یه رویاست ، برام زندگیه ، برام آرزوست ، از همه مهم تر آرامش از دست رفتمه ، ازهمه مهم...
-
تو
3 مرداد 1388 23:49
-
شیطان برو
1 مرداد 1388 12:36
شیطان برو دنبال زندگی نکبت بارت . شاید خداوند آدمت کنه همه چی اینجا تمام شده برای تو تو مدتهاست گیم آور شدی خونی نیست برای مکیدن شیطان کثیف
-
خنده
29 تیر 1388 15:40
بدین وسلیه اعلام میگردد که( دیوانه - روانی - عقده ایی - روان گردان - جنون بی درمان - مریض روانی - سادیسم - مالیخولیا - همتلیس - و ............. )
-
عجب
29 تیر 1388 13:41
عجب دلی - عجب روزگاری - عجب دردی - عجب درمانی - عجب دلی .... ۱:۴۵ کافی نت / تنها / مبعث / وام / کارت عروسی
-
شنبه روز
28 تیر 1388 14:52
یه ناهار خوردم دو تا حساب کردم / کافه خیلی سرده / از وقتی رفتی بردیش / از تن خاکی جدا نیستم / مثل یه آدم که تو چاه سقوط کرده / حالا تو دست بی صدا شهر و غزل قصه مرگ عاطفه / انگار با هم غریبه هستیم / خوبی ما دشمنیه / اومدنی رفتنیه هست یادت باشه اومدنی رفتنی هست . . . ۲:۵۲ دقیقه اتاق خودم
-
قناری
22 تیر 1388 21:07
هوا خیلی گرمه ولی دوست دارم هر چی که دارم پای عشق تو ببازم. دوست دارم تمومه عمرم اینجوری زنده بمونم. تو توزندگیم نباشی مگه میشه ؟
-
دور دست
17 تیر 1388 12:09
گویی که فاصله همه چیزی را درست کرده و نبودنت حتی در اینجا عادی شده است ....
-
برای خودم
24 خرداد 1388 03:28
امروز یه آرامش خاصی داشتم خودمم نمی دونم الانه نیمه شب گذشته و بیدارم و تو فکر مهم نیت چه فکری امشب را به اندازه این چند و اندی سال زندگیم فکر کردم دارم موزیک مورد علاقه ام را که یه روزی با بغض و حسرت گوش مدادم گوش میدم . سیگار را ترک کرده بودم اما امشب بازم سیگار کشیدم . همه جا آرومه کولر ها خاموشه و کسی نیست تو...
-
سراغ
9 خرداد 1388 15:23
به سراغ من اگر میائی ٬ دگر آسوده بیا بگمانم دو سه وقتی هست ترک برداشته چینی نازک تنهائی من ... شنبه / روز گرم و داغ تابستانی آبادان / برق هم هی میره / ادره برق هم هی میاد میگه لامژ های اضافی را خاموش کنید / بشه بریم زود تر شادگان / طعم لب و بوی تنت....
-
بدون عنوان
2 اردیبهشت 1388 10:35
باران عشق / صبح / ....
-
گفت از دورخ عین کردار ...
28 فروردین 1388 15:11
حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست من پرستوی خزان دیده ی خاموش تو ام ------------------------------------------------------------------------- دیشب از دیدنت خوشحال شدم دیشب ازچشم مستت خوشحال دم
-
صبح روز تو
17 فروردین 1388 09:39
اگر چه من همیشه از تو دور بوده ام ولی به حس تازه ی تو در کنار خویش آشنا بوده ام من تو را ندیده ام ولی صدای تو همیشه در درون من تنیده است ------------------------------------------------------------------------------ همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از اون دور شدی در انتظار باشه
-
شب تو
13 فروردین 1388 20:10
اوضاع به طرز مسخره ای به هم ریخته. دلم آشوب و بی قرار هست . دیشب من و تو اون رفتیم مثل قدیم بیرون اما با یه رنگ دیگه / پلنگ صورتی / من و تو / آینه / خاطره این شب / تو گفتی منت سرت گذاشتم / گفتی دیگه تکرار نمی شه / گفتی ...... فقط میتونم بگم :نزار رنگ جدایی بگیره آسمونمون تو لحظه های بی کسی ...
-
گذشته 88
10 فروردین 1388 10:19
خسته ام از چشم انتظاری تو پس کوچه ها تنهام میزاری . تو بگو نشونت را از کی بگیرم . من میریم بدون وداع میرم تا آسوده باشی تا راحت تر زندگی کنی اما یادت باشه این رسمش نبود یه روزی هم خودت عشق را از کسی دیگه گدایی میکنی . اون موقع یادت به من بیوفته نیستم دوست داشته باشه کسی تو را ، گریه نکن فایده نداره ، نوشته بودی آخرین...
-
صبح سحر
8 فروردین 1388 10:07
یاد تو دوباره در دلم می جوشد در رخنه به قلب سوخته ام می کوشد نیمی ز سحر رفته و من بیدارم گویی فکرت خواب مرا سحر می نوشد
-
روزهای عید
6 فروردین 1388 10:42
بشکن شیشیه سرد تنهایی را . . . . داری رد میشی آسون داری میگذری راحت دست هام را بگیر برای بار آخر . . . .
-
عید کرمان
4 فروردین 1388 20:19
امروز 4 نوروز هست نوروز در کرمان هستم . ساناز هم هست تو قلبم با خودم آوردمش .
-
کمکم کن
22 اسفند 1387 07:27
کمکم کن نزار اینجا بمون تا بپوسم . کمکم کن نزار اینجا لب مرگ را ببوسم ، ماهی چشمه کهنه هوای تازه دریایی میخواد . روزدلگیری هست ، دوست دارم تو چشم آهوت آنقدر نگاه کنم اما ..... محمد گلم ساناز واست مینویسه.... آری آغار دوست داشتن است من به پایان راه دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست......... هوای روزهای آخر اسفند...
-
جای تو
21 اسفند 1387 15:49
همه چی عالیه اما جای تو خالیه ؟ روزهای بدی هست . دلم همش تو یادتم ، تو فکرتم من بی کس را تنها نزار ....
-
برای تو که بهم میگی مستی گناهه ....
16 اسفند 1387 17:30
خنده را از روی لبم گرفتی ، عشقم را دست کم گرفتی درسته من مشکل دارم اما زود رفتی . صبر نکردی . چند شبه میام مینوسم اما نمی شه . دیشب گفتی راه من و تو آخرش بن بسته . اما بهت گفتم عشق بن بست نیست ، تو نرو بمون تو این بن بست ، پشت این دیوار ، عشق منتظرمون نشسته اما رفتی و صبر نکردی ، من به انتظار پشت دیوار بی تو نشسته ام...