وقت رفتن
پنجشنبه 20 تیر ماه سال 1387

من نمی خواستم جای تو باشم.
که دل به لبخند بیگاه من ببندی که کی تمام می شود.
من نمی خواستم جای تو باشم
که سال های سال
سکوت کنی برای همین چند کلمه حرف قد خمیده.
..
قصه ی من
مثل هر قصه ی دیگر که تمام می شود آخر.
ورق خورده است و
تو باید برای بهاری دیگر
قصه بگویی .
و دل ببندی به یاری که هرگز
در غصه هایت
گم نشد...
اه ای روزگار / یاد شعر امید میدوفتم /زیر باران باید گریه کرد بلکه باران شوید از گناهم .
باران عشق / اذان صبح / غم تنهایی / بلک اند وایت / غم دوری / غصه قدیمی دل / زخم بی دوا

